Traducció de "excepte" a la llengua persa:


  Diccionari Calalana-Persa

Excepte - traducció :

  Exemples (Fonts externes, no revisades)

excepte
پذیرفتن
Excepte llegint.
البته بجز خوندن
Excepte això.
به جز اینو میدونی، فقط ما دوتا اینجاییم
Excepte això...
... جز این
Qualsevol caràcter excepte
هر نویسه ای به استثنای
Excepte per ell.
بجز خودش
Excepte per aquests.
و یه بچه باید بتونه به پدرش تکیه کنه
Ningú, excepte tu.
هیچکس غیر از خودت
Tot excepte les vores
هر چیز بدون لبه
Excepte això del pòquer.
البته نه پوکرو
Qualsevol cosa excepte ajudarnos.
يعني اينکه ته ته قلبت طرف ما نيستيم.
Tothom creix excepte jo.
آره ميدونم... همه دارن پيشرفت ميکنن جز من
Excepte que estaré sol.
به جز این که تنهام .
Excepte el meu germà.
غير از برادرم
Sóc vegetariana. Excepte el peix.
خب ، بزار ببينم ديگه چي
A ningú excepte a vós.
هيچکس غير از تو
Tothom excepte la Carrie, no?
همه به غير از کري، درسته
Excepte que ho va fer.
ولي رفت .
Excepte la part dels déus.
البته در بخش خدایان با این حرف متفاوت بود
(Riures) Excepte potser els francesos. Bé.
(خنده حضار) البته شاید به جز مردم فرانسه. حالا هر چى. خوب من دوباره زنگ زدم و به او گفتم ببین، امى به همكارات در تد بگو که من نمیام. من برای نجات جهان كارى نمی تونم بکنم. او گفت هی، جی آر آرزوى تو براى نجات دنيا نيست، بلكه براى تغيير اونه. اوه، بسيار خوب.
Mostra les totes excepte les seleccionades
نمایش همه به جز برگزیده
Res, excepte la merda de dins.
هیچی بجز افتضاح داخلش.
Excepte per mi, ho havien encertat.
بجز براي من، براي همه همين اتفاق افتاد.
Tothom excepte nosaltres és un enemic.
هر کسي که جزء ما نيست دشمنه
Excepte per a la teva família.
به جز خانوادت.
Excepte de la meva vida social.
به جز اينکه با کيا ميگردم يا نميگردم .
Excepte que jo era filla única.
به جز اينکه من تنها فرزندش بودم
No estimis ningú excepte els teus fills.
هيچکس رو جز بچه هات دوست نداشته باش
Anem bé amb tot excepte, la Metilamina.
همه چيز فراهم و آماده است به جز متيلامين
Excepte si estàs sol, mai seràs feliç.
فقط اينکه، اگر تنها باشي هرگز طعم خوشحالي رو نمي چشي
I ningú s'ho va imaginar, excepte tu.
.و هيچ کس به جز تو اينو پيش بيني نمي کرد
Excepte jo, perquè ho acabo de fer!
به غير من، چون همين الان اين کار و کردم.
Excepte jo, que ho acabo de fer!
به جز من که همين الان کشف کردم.
Excepte que no podria estar més orgullosa.
به جز اینکه نمی تونم بیشتر از این بهت افتخار کنم
Tots guanyen, excepte els que no saben jugar.
اگه توي زندان نبودي ...